العلامة المجلسي

1092

حياة القلوب ( فارسي )

مردم در گهواره ودر سنّ پيرى ، وچون تعليم كردم تو را كتاب وحكمت وتورات وإنجيل » ، وَإِذْ تَخْلُقُ مِنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ بِإِذْنِي فَتَنْفُخُ فِيها فَتَكُونُ طَيْراً بِإِذْنِي وَتُبْرِئُ الْأَكْمَهَ وَالْأَبْرَصَ بِإِذْنِي وَإِذْ تُخْرِجُ الْمَوْتى بِإِذْنِي « 1 » « وچون خلق مىكنى از گل مانند هيئت مرغ پس مىدمى در آن پس مىگردد مرغى به اذن وامر من ، وشفا مىبخشى كور وپيس را به امر من ، وبيرون مىآورى وزنده مىگردانى مردگان را به اذن وامر من » ؛ مشهور آن است كه مرغى كه آن حضرت زنده كرد شب‌پره بود « 2 » . ودر حديث حضرت أمير المؤمنين عليه السّلام گذشت كه : شش جانورند كه از رحم مادر بيرون نيامده‌اند ، يكى از آنها شب‌پره‌اى است كه عيسى عليه السّلام از گل ساخت وبه اذن خدا زنده شد وپرواز كرد « 3 » . از وهب بن منبه روايت كرده‌اند كه : گاه بود كه پنجاه هزار بيمار در يك روز نزد آن حضرت جمع مىشدند ، از آنها كه مىتوانستند به خدمت أو آمد ، وهر كه نمىتوانست آمد عيسى عليه السّلام به نزد أو مىرفت ، وهمه را به دعا دوا مىفرمود به شرط آنكه ايمان بياورند . ونقل كرده‌اند كه آن حضرت چهار مرده را زنده كرد : أول : دوستى داشت كه أو را « عازر » مىگفتند ، بعد از سه روز از مردنش به خواهرش گفت : ببر مرا بر سر قبر أو ، چون به نزد قبر أو رفت گفت : اى خداوندى كه پروردگار آسمانهاى هفتگانه وزمينهاى هفتگانه‌اى ! بدرستى كه مرا فرستاده‌اى بسوى بني إسرائيل كه ايشان را بسوى دين تو بخوانم وخبر دهم ايشان را كه من مرده را زنده مىگردانم ، پس زنده كن عازر را . پس عازر زنده شد واز قبر بيرون آمد ، وبعد از آن فرزندان از أو بهم رسيدند . دوم : فرزند پيرزالى بود كه تابوت أو را از پيش عيسى عليه السّلام گذرانيدند وعيسى دعا كرد وأو زنده شد ودر ميان تابوت نشست وپا به گردن مردم گذاشت وپائين آمد وجامه‌هاى

--> ( 1 ) . سورهء مائده : 110 . ( 2 ) . عرائس المجالس 392 ؛ تفسير فخر رازي 8 / 59 ؛ مجمع البيان 1 / 445 . ( 3 ) . علل الشرايع 595 ؛ عيون أخبار الرضا 1 / 244 .